الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

360

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

احوال امير تيمور و جنگهاى او را در آن تاريخ متذكر شده و در نزد او از تقرب خاصى برخوردار بوده است . و امير هم به چشم عظمت و جلالت به وى مىنگريسته مادّه تاريخ انجام كتاب مذكورش « صنّفت فى شيراز » مىباشد « * » . شرف الدّين منشى بليغ و سراينده‌اى فصيح بود و در فن انشاء و نگارندگى بر تمام منشيان عصرش برترى يافته و در فنون علميه با ديگر اعلام همگامى مىنموده . از تأليفات اوست : كنه المراد فى الوفق و الاعداد اين كتاب ، ارتباطى با فن معما ندارد و در فن معما ، رسالهء دامنه‌دارى به نام حلل مطرّز در معما و لغز تأليف كرده . او سال 830 ه . ق درگذشته است . پس از او دانشوران پارسىزبان از سبك او پيروى كرده و دائره اين فن ، را توسعه داده و انديشه و دقت كاملى در اصول و قوانين آن به كار بردند تا آنكه مولانا نور الدّين عبد الرحمن جامى چندين رساله در اين خصوص تدوين نموده و برخى از رساله‌ها را شرح كرد « * * » . تأليفات در اين خصوص فراوان گرديد تا اينكه مولانا امير حسين معمّايى نيشابورى برحسب نبوغ ذاتى كه داشت و براثر دقت نظر و تعمق كافى كه در تهيه و تدوين معما دارا بود ، سحر حلال مىكرد و بر همگى اقرانش برترى پيدا كرده بود و در اين رشته رساله‌اى تدوين نمود كه به حدّ اعجاز مىرسيد و امور غريبه معما و لغز ( چيست آن ) را در آن به‌طورى ارائه داد كه مولانا نور الدّين عبد الرحمن جامى با همه عظمت و دقت نظرى كه داشت ، هنگامى كه از تأليف آن رساله اطلاع پيدا كرد ، اظهار داشت : هرگاه پيش از آنكه رساله‌هاى چندى در معما تأليف كنم از وجود اين رساله

--> ( * ) عبارت ماده تاريخ صحيح اين است ( صنّف فى شيراز 828 ) و در اصل كتاب و همچنين در روضات كه از اين كتاب نقل كرده ( صنّفت فى شيراز با تاء كشيده ) آورده است كه صحيح نمىباشد و ما در ترجمهء روضات ، ج 3 ، ص 665 ، ( صنّف ) بدون تا نوشته‌ايم - م . ( * * ) از آثار جامى در فن معما حليه حلل يا رسالهء كبراست كه در واقع شرحى بر حلل مطرز شرف الدّين يزدى مىباشد و رسالهء جامى در روزگار ما به اهتمام فاضل ارجمند آقاى نجيب مايل هروى به طبع رسيده و مقدمهء فاضلانه‌اى بر آن رساله مرقوم داشته است - م .